تبليغاتX
اتــاق سفیـــد
اتــاق سفیـــد
سه شنبه 1387/01/27

آرزو دارم که نه کسی رو دوست داشته باشم ونه کسی -- هیچکس حتا خونواده -- دوستم نداشته باشند .

تازه اون موقع میشه در یک خلا بی انتها برای هیچ دست وپا زد وبعد تموم شد.

 درپاسخ درخواست قزل آلا= آرزو

ارسال شده توسط فاطمه صابری در ساعت 20:3 |

چهارشنبه 1387/01/21

بعيد مي‌دانم ديگر کلمه‌اي منفي باقي مانده باشد که روزنامه نگاران ايران براي درج خبر تصادفات در ايران به کار نبرده باشند. هر چه نباشد ما سال‌هاست که مقام اول حوادث رانندگي و بالتبع آن کشته شدگان حوادث رانندگي را در سراسر دنيا در اختيار داريم. اصلا کاري به تعداد کشته شدگان«حوادث» رانندگي در سال‌هاي گذشته نداريم.همين امسال يعني سال 1387 و در اولين روز نوروز ده‌ها خانواده ايراني به جاي آنکه لبخند به لب داشته باشند رخت عزا پوشيدند و به بخت بد خود، لعنت فرستادند.«خدايا اين چه سرنوشتي است.» همه‌ي ما نه يک بار که ده‌ها بار بدشانسي‌ها، از دست دادن‌ها و غم‌هايي که بر ما مستولي مي‌شود را به گردن بخت بد و سرنوشت محتوم مي‌اندازيم و چه خوب حربه‌اي شده اين سرنوشت براي آن‌که«مديران» تصادفات وحشتناک ايران را به آن مرتبط کنند.

جاده‌هاي ايران سال‌هاي متمادي است که جان فرمان به دستان و سرنشينان و عابران را مي‌ستاند. اين اخبار آنقدر به گوش مردم ايران تکراري شده که متاسفانه و در عين ناباوري بايد گفت که اين روزها کمتر کسي از شنيدن خبر تصادفات که نه کشته شدن تمام سرنشينان يک اتوبوس يا يک اتومبيل در جاده‌ها متعجب مي‌شود. آيا اين زنگ خطر نيست؟ اين که آنقدر مرگ همنوعانمان عادي شده که بيننده  يا شنونده صورت خود را براي مشاهده صحنه‌ي گزارش از تلويزيون بر نگرداند يا پيچ راديو را براي اطلاع از محتواي اين خبر بلند تر‌ نکند و يا حتا در روزنامه‌ها ديگر کمتر کسي به خبر حوادث رانندگي توجه مي‌کند. يک فلاش بک به روزهاي گذشته بزنيد. همين چند ماه قبل، ديگر کمتر نشريه‌اي خبر تصادفات جاده اي حتا منجر به مرگ را در صفحه ي روي اول خود چاپ مي‌کند. چرا؟ چون موضوع آنقدر تکراري شده که اهميت و جذابيت خبري خود را براي مخاطبان از دست داه است و اين يقينا چيزي در حد فاجعه است.

جاده‌هاي ما غير استاندارداند تعداد اتومبيل‌ها چند برابر ظرفيت جاده‌هاست، بي‌مبالاتي رانندگان، سهل گيري هنگام اخذ گواهينامه‌ي رانندگي، پايين بودن نرخ جرايم تخلفات  رانندگي در ايران و... کدام يک دليل حجم بالاي تصادفات در ايران است؟ هر کدام از اين موارد تاکنون ده‌ها بار در رسانه‌ها مورد كنكاش قرار گرفته است خب راهکار؟ به نظر مي‌رسد که نبايد در مورد اين پديده يا اپيدمي در ايران به دنبال يک راهکار صحيح بود، راهکاري‌که در نهايت منجر به کاهش ميزان کشته شدگان حوادث جاده اي در ايران شود. چون سرنوشت آن افراد همين بود! آنان بالاخره روزي بايد جان خود را از دست مي‌دادند حال در يک تصادف با اين دنيا خداحافظي کرده‌اند!

نيازي نيست به مسايلي از قبيل لزوم بهبود وضعيت جاده‌ها، تدوين مقررات جامع حمل و نقل، بازنگري در قوانين مربوط به فصل جرايم رانندگي فکر کنيد، چون«سرنوشت» کشته شدگان در جاده هاي ايران همين بود. مگر جز اين است که هر فردي بايد به طريقي از اين دنيا برود؟ خب چه اشکالي دارد که در سال چند صد نفري هم در جاده ها به مرگ لبخند بزنند؟

حال ممکن است به طور کاملا اتفاقي در بين کشته شدگان هر روزه تعداد زيادي جوان(بخش اصلي توسعه در هر کشور)، دانش آموز، که ممکن است در آينده اي نه چندان دور چهره‌اي نخبه از بينشان برخيزد،و يا اصلا دانشمندي جوان يا کار کشته هم در بينشان باشد، کجاي اين ماجرا عجيب است  که در بين از دست رفتگان حوادث جاده اي تعداد زيادي سرپرست خانوار حضور داشته باشند که با مرگشان يک جمع چند نفره را در آينده‌اي نامعلوم قرار مي‌دهند.

چه قدر آسان مردم ايران بدون کمترين واکنش پذيرفته اند که مرگ در جاده ها هم جزيي از سرنوشتشان است که از قبل برايشان توسط خالق پيش‌بيني شده است و هيچ مقام مسوولي دراين ارتباط مقصر نيست. همان«مديري» که براي اداره‌ي کشور از اين ملت هوشمند به طور مستقيم و غير مستقيم ماليات اخذ مي‌کند تا دست و دل هزاران خانواده‌ي ايراني در طول روز بلرزد نه به واسطه‌ي آنکه عضوي از خانواده‌شان در جنگي نابرابر حضور يافته بلکه فقط به اين خاطر که او قصد مسافرت از شهري به شهر ديگر را کرده يا از راه رانندگي ارتزاق مي‌کند.

کاش ابزاري توسط«دانشمندان جوان ايراني» اختراع شود تا به کمک آن بتوان راهکاري براي برون رفت از سرنوشت‌هاي بد پيدا کرد.

البته اگر هم نشد غمي نيست چون با«سرنوشت» که نمي‌توان مبارزه کرد. جمله‌اي آشنا و تکراري، بس که گفته شده در باور جماعت ايراني جان گرفته است. به همين دليل بعد از انتشار خبر آمار بالاي تصادفات و کشته شدگان در هر ماه و ايام خاص مثل نوروز هيچ وزيري نه تنها استعفا نمي‌دهد که حتا براي پاسخگويي به سوالات نمايندگان«ملت» به مجلس هم فراخوانده نمي‌شود. چون در اين سرزمين هيچ کس بناي مبارزه با«سرنوشت» سرنوشت محتوم افرادي که از خودرو استفاده مي‌کنند را ندارد.

 شما اعتراض داريد؟

ارسال شده توسط فاطمه صابری در ساعت 19:59 |

شنبه 1387/01/17

چه كسي باور مي‌كند اين حرفها را: اين كه توصيه مي شود داربي تهران مساوي تمام شود و اين كه چند سال قبل عده‌اي تمام هم خود را براي پايين آوردن هيجان اين بازي به كار بسته‌اند.

مهماني هاي قبل از بازي، عكس‌هاي 22 نفره قبل از سوت آغاز داربي، گل بردن‌ها و ماچ و بوسه‌هايي كه در دوربين صدها خبرنگار و عكاس ضبط شده است.

شصت و چهارمين بازي پرسپوليس و استقلال هم كه روز پنجشنبه شروع شد نشان مي داد كه حداقل براي 20 هزار نفر كه پاي ثابت اين بازي ها در آزادي‌اند، آنقدر اهميت نداشته كه در ورزشگاه حضور پيدا كنند. آيا داربي كم كم جذابيت خود را براي فوتبالدوستان از دست مي‌دهد؟

چند بازي گذشته‌ي اين دو تيم را به ياد آوريد و بعد اين اصل را در كنارش قرار دهيد كه اگر اين تعداد بازي ضعيف از سوي هر كدام از تيمهاي حاضر در ليگ برتر در چند بازي متوالي تكرار مي‌شد آيا تماشاگري رغبت مي كرد قدم در ورزشگاه بگذارد؟

مي توان با قاطعيت به اين پرسش، نه گفت.

اين همه بازي ضعيف پرسپوليس و استقلال در ديدارهاي اخير به تنهايي مي‌تواند عامل مهمي در فراري دادن تماشاگران از داربي باشد. فقط بايد گفت كه يك جور ديوانگي محض هنوز 80 هزار تماشاگر را از شهرستان‌هاي دور و نزديك به آزادي مي كشاند و ميليون‌ها نفر را هم در پاي تلويزيون ميخكوب مي كند.

تقريباً اكثر بينندگان هم به اين يقين رسيده‌اند كه قرار نيست هيچ اتفاق خاصي در اين بازي روي دهد. حدود پنج سال قبل حداقل، حاضران در ورزشگاه شاهد اجراي چند فنون رزمي در اين بازي بودند اما در چند بازي اخير قبل از آنكه بازيكنان بر روي پاي هم تكل بروند از هم عذرخواهي مي كنند و بعد هم توپ را از رقيب مي‌گيرند!

هر چند بيان اين جمله سخت است اما بايد گفت كه داربي دارد « حيف مي شود ». الان اين ديدارها تبديل شده است به چيزي شبيه نوستالژي و تمام مدت از خاطرات خوب داربي‌هاي گذشته ياد مي شود همراه با اي كاش‌هاي زياد. بازيهاي دهه‌ي چهل و پنجاه واقعاً تماشايي بود، در اين بازيها دو تيم به هيچ عنوان ملاحظه كاري‌هاي فعلي را نداشتند. عده‌اي ديگر از بازيهاي دهه‌ي شصت هم به نيكي ياد مي‌كنند و اين كه هيچوقت اين احساس وجود نداشت كه بازيكنان دارند در زمين به توصيه‌اي به جز دستورات تاكتيكي مربيان عمل مي كنند.

الان اما آن مهماني‌ها و توصيه‌ها و بگير و ببندهاي حاصل از يكي دو بازي خشونت بار  قرمزها و آبي‌ها اين شده كه مي‌بينيم. كم كم اين شايعه كه ابتدا به توهم شبيه‌تر بود، دارد براي عده‌اي به واقعيت تعبير مي‌شود كه در داربي‌هاي فعلي هميشه دستورهايي به جز توصيه‌هاي تاكتيكي وجود دارد. اين كه اين دستورات ريشه در چه مسايلي دارند، البته علني نيست، اما چندان غير ملموس نيست. همان معضلات هميشگي كشورهاي جهان سومي و تعابير نادرست امنيتي كه از پديده‌هاي اجتماعي همانند فوتبال محسوب مي‌شود. اين برداشت كه قرمز‌ها و آبي‌هاي پايتخت تبديل به تهديد شده اند و بايد به گونه‌اي كنترلشان كرد. اما خوشبختانه يا متاسفانه هنوز براي خيلي از تماشاگران دشوار است كه چنين موضوعي را باور كنند. به همين دليل با تمام صداقت براي تيمهاي خود فرياد مي‌زنند، تماشاگري كه از روستايي دور افتاده در جنوب كشور 24 ساعت پشت در ورزشگاه مي‌خوابد و بليت را دو برابر قيمت مي خرد حتماً بازيهاي قبلي اين دو تيم را ديده و مي داند كه ممكن است در اين بازي هم هيچ اتفاق خاصي روي ندهد اما در ورزشگاه حضور پيدا مي كند و همراه با تماشاگران تلويزيوني بعد از خلق هر موقعيت گل در زمين از سوي بازيكنان تيم محبوب خود لحظات نابي را تجربه مي‌كند. آخ اگه نيكبخت  اون توپ رو گل مي كرد!

ارسال شده توسط فاطمه صابری در ساعت 13:56 |

درباره ما
فاطمه صابری هستم، از سال 1380 نوشتن را در مطبوعات آغاز کردم. در این وبلاگ از سیاست، اندیشه وشایدگاهی وقتها هم از... می نویسم.
منوي اصلي
موضوعات مطالب
آرشيو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازديدها :
افراد آنلاين :
Web Counter
اتاق سفید
پيوندهاي روزانه
لينك دوستان
وبلاگ قبلی من
کوهزاد اسماعیلی
هوشنگ امیر احمدی
آرش نراقی
محمدرضا یزدان پناه
مسعود بهنود
آرش بهمنی
مهدی بازرگانی
مجتبی پورمحسن
مزدک پنجه ای
کامیار چایچی
کریم ارغنده‌پور
فرشته رضایی
سعیده موسوی
آرش سیگارچی
سهیل سجودی
مینا قدیم
سیامک قلیزاده
اکبر منتجبی
امین نظری
سید ابراهیم نبوی
رستاک
ادوار تحکیم وحدت - شاخه گیلان
لیست کامل وبلاگ های روزنامه نگاران کشور
محمد قائد
ایمان صفرپور
ایران لیبرال
رها کامران
علی انجم روز
کمپین برابری خواه یک میلیون امضا
گاه‌نوشت‌های مهران کرمی
اعظم ویسمه
بابک مهدیزاده
چراغ آزادی
ادوار نیوز
اسحاق راستی
محمدجواد روح
پارلمان نیوز
فرید صلواتی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه گیلان
کافه ناصری
کوروش رنجبر
آی طنز
حامد حبیبی
پیشرفت آن لاین
سینا حاجتی ضیابری
سایت گل
کانون زنان ایرانی
مهدی محسنی
بهروز صمدبيگي
سيد امين ساداتي
احمد قابل
محسن کدیور
پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان دانشگاه گیلان
مریم مهتدی
بلسبنه
براي آزادي
[ قالب رايگان ]
آخرين مطالب ارسالي
طراح قالب
طراح قالب هاي بلاگفا
طراح قالب : اسحاق مافي