وقتی که قصد خواب می کنی
در یاد بسپار که بخوابی
هرگونه هشیاری
ـ ورای خواب ـ
حرام است
خمیردندان و مسواک را بردار و بشوی
هر کلامی را که لای دندان هایت باقی مانده
از هجوم ناگهان پلیس در امان نیستی
ـ حتی در خواب ـ
شاید خرناس بکشی
یا عطسه بزنی
یا قصد قیام کنی
چراغ را روشن بگذار تا اتهام را از تو دور کند
دوست من!
هرکاری در تاریکی
تلاشی برای براندازی حکومت است
پیش از «نیت نماز»
با مراکز حکومتی تماس بگیر
وضع و حالت را شرح بده
گلایه نکن
با حسی وطن پرستانه این کار را بکن!
دوست من!
هرگونه ارتباط با طرف خارجی خطرناک است!
دوست من!
هر انسان بیدارگری مشکوک است
زیرا هشیاری را برمی انگیزاند
و در پی «برافروختن» آگاهی
برای سوزاندن وطن است
کار امروز را به فردا مینداز!
شاید پیش از رسیدن شب
تبعید شوی
به بوق های خیانت گوش نده!
در بازجویی
نه شکنجه ای است، نه خفتی، نه اهانتی،
بلکه بسیار گرامی ات می دارند
شاید از سر صمیمیت دشنامت دهد،
اما آیا این لطف را اهانت می نامی؟
شاید از پنکه سقفی آویزان شوی
تا در جایگاهی رفیع باشی
آیا این عزت را اهانت می نامی؟
حق نداری شیوه مردنت را انتخاب کنی
و زمان آن را
زنهار که در محدوده حکومت دخالت کنی!
کتاب پلاکاردها سروده احمد مطر انتشارات سوره مهر

«ملتها این گونه نابود میشوند که نخست حافظهشان را از آنها می دزدند، کتابهایشان را تباه میکنند، دانششان را تباه میکنند، و تاریخشان را نیز، و بعد کسی دیگر میآید و کتابهای دیگری مینویسد، و دانش و آموزش دیگری به آنها میدهد، و تاریخ را جعل میکند...»
کتاب خنده و فراموشی میلان کوندرا
کوهزاد اسماعیلی و یا آنطوری که خودش دارد؛ سید کوهزاد اسماعیلی طاهرگورابی عزیز چند روزی است که در بازداشت به سر میبرد.
جرم؟؟ کوهزاد هنوز بر ما روشن نیست. اما برایم بسیار دور از ذهن است فردی که همواره دغدغهی فرهنگ اصیل و بومی گیلان و ایران و احترام به قوانین و روابط خط کشی شده داشت، با آن ادبیات پاستوریزه ممکن است چه کاری انجام داده باشد که روانهی بازداشتش کردهاند.
امیدوارم این سوء تفاهم هر چه زودتر برطرف شود و کوهزاد برای همیشه به جمع خانواده و دوستانش برگردد.
وقتی «در انتظار تاريكي، در انتظار روشنايي» ايوان كليما با ترجمهي فروغ پورياوري را خواندم به راحتی توانستم، كليما را هم مانند کوندرا دیگر نویسندهی صاحب نام چک، در زمرهی نویسندههای محبوبم قرار دهم.
در انتظار تاريكي، در انتظار روشنايي فقط يك رمان سياسي نیست. هر چند که در اين رمان سياست، اصلی قابل توجه است؛ اما مهمترین نکته برای من فضای روایتی کتاب بود.
در بخشهای مختلف کتاب به سهولت میتوان سیمای ایران را دید و از تشابهات غریب میان کشور مورد اشاره ی کلیما و ایران به حیرت افتاد.
دوستانی که مجبور شده اند چند ماه گذشته را در برزخ سیر کنند و هنوز در آشفتهبازار ایجاد شده توسط تمامیتخواه ها دست و پا میزنند این کتاب را بخوانند تا ...
در انتظار تاریکی، در انتظار روشنایی
نوشته: ایوان کلیما
ترجمه: فروغ پوریاوری
ناشر: موسسه انتشارات آگاه
چاپ نخست: بهار 1388
شمارگان: 2200نسخه
قیمت 4700 تومان
تعداد صفحه: 306



