فريدريش ويلهلم نيچه علیه رحمه معتقد بود آموزه ای وجود دارد و باوری در کنارش : همه چیز پوچ است ؛ همه چیز یکسان ؛ همه چیز رو به پایان...
چاره چیست؟
اشتیاق به سوی کرانه ی دیگر
فريدريش ويلهلم نيچه علیه رحمه معتقد بود آموزه ای وجود دارد و باوری در کنارش : همه چیز پوچ است ؛ همه چیز یکسان ؛ همه چیز رو به پایان...
چاره چیست؟
اشتیاق به سوی کرانه ی دیگر
«مدرک دکتراي علی کردان، وزير کشور ازدانشگاه آکسفورد واقعي نيست و نمايندگان مجلس تحقيقات خود را براي کشف حقيقت ادامه مي دهند.» «تورم 21 درصدي در کشور وجود ندارد و رسانه ها حقايق را به مردم نمي گويند.» مسکن ارزان شده است و آناني که مدعي افزايش قيمت مسکن هستند چشم خود را بر حقايق بستهاند.
شناگر ايراني به دليل بيماري از مسابقات المپيک کنار کشيد و دلايل ديگر حقيقت ندارد و ...
موارد برشمرده فقط مشت نمونهي خروار خبرهايي است که در رسانههاي گروهي ايران منتشر مي شود و گوينده ي این جملات هم می تواند هر کدام ازمقامات مسوول کشور باشند.
شايد توضيح واضحات باشد که در تمام اين جملات فرد، افراد و يا رسانه هايي متهم به دروغ گويي شدهاند. اما حقيقت کدام است و آنچه دروغ مي خوانند چيست؟
آيا قيمت مسکن در ايران ارزان است؟ ارزان که نه، کاهش پيدا کرده است؟ آيا اجاره بها در شهرهاي مختلف ايران کاهش يافته است؟ قيمت نان افزايش نداشته است؟ شهروندان از کيفيت قوت غالب خود راضي اند؟ کشاورزان از طرحهاي مختلف وزارت جهاد کشاورزي راضي نشان مي دهند؟
چند مثال در اين مورد شايد کمکمان کند:
آيا پيش بيني اين که اکثر دانشجوياني که با رتبه ي ممتاز وارد دانشگاههاي ايران شدهاند در کشور ماندگار نيستند، دشوار است؟ حال سوال بعدي، انتشار خبر اين پيش بيني که بر اساس تجربيات عيني، پيش رويمان قرار دارد، نادرست است؟
چرا بايد اين قبيل اخبار را فقط با ديدي منفي ديد؟ آيا نمي توان اين قبيل خبرها را نوعي هشدار فرض کرد؟ هشدارهايي براي پيشگيري از وقوع مجدد اين قبيل رويدادها.
سوال ديگر هم در مورد يکي ديگر از رويدادهاي روزهاي اخير در ايران است. اکنون چند دهه است که ورزشکاران ايران در هيچ ميداني حاضر به رقابت با ورزشکاران اسراييلي نيستند. اين سياست رسمي جمهوري اسلامي ايران است.
حال اين اصل را در کنار مسابقه ندادن محمد عليرضايي، تنها شناگر ايراني حاضر در مسابقات المپيک قرار دهيد. در اولين روز شروع بازي ها اعلام شد که عليرضايي با شناگري از اسراييل هم گروه شده و تصور همه اين بود که شناگر ايراني در اين مسابقه حاضر نشود اما به دليل آنکه المپيک را عرصه اي فارغ از مسايل سياسي معرفي مي کنند، اعلام عمومي اين موضوع ممکن بود براي کاروان ايران محروميت هايي به دنبال داشته باشد. در نتيجه اعلام شد که شناگر ايراني به دليل بيماري در اين مسابقه حاضر نشده است. اما برداشت رسانه اي از اين ماجرا آيا مي تواند غير از آن چيزي باشد که ذکرش رفت؟ به نظر مي آيد که اين طبيعي ترين برداشتي است که به دليل سابقه ي کنش و واکنشهاي اين گونه در عرصه ورزشي ايران مي تواند وجود داشته باشد.
حتا اگر رييس سازمان تربيت بدني اعلام کند که ورزشکار ايراني واقعا بيمار است و نياز به عمل جراحي دارد و اين مشکل هم ناگهان ساعاتي قبل از مسابقات دامن اين ورزشکار را گرفته است.
آيا رسانههايي را که تحليل خود را از اين اتفاق نوشته اند بايد دروغگو ناميد و يا نشر دهندهي اکاذيب؟
مورد بعدي ماجراي راي اعتماد مجلس به علي کردان، وزير پيشنهادي کشور از سوي احمدي نژاد است.
ابتدا بحث نقل قول جملاتي از رهبر انقلاب در مورد وزراي پيشنهادي جنجال ساز شد. احمدي نژاد بعد از دفاع از وزراي پيشنهادي اش در صحن علني مجلس گفت که در جلسه خصوصي وقتي از پيشينهي نفرات پيشنهادي اش با رهبري سخن گفته، وي اعلام کرده است که برويد و براي راي اعتماد شان تلاش کنيد. ( نقل به مضمون) اما فرداي آن روز حسين شريعتمداري، مدير مسوول کيهان که در دوستي اش با احمدي نژاد و دولت نهم شکي وجود ندارد به انتقاد از رييس جمهور پرداخت که چرا براي کسب راي اعتماد وزرا از رهبري مايه مي گذاريد و اين که اصلا رهبر انقلاب چنين گفت و گوي مثبتي را در مورد وزرا نداشته است. جنجالهاي حاصله از اين ماجرا با توضيح دفتر مقام رهبري تا حدي فروکش کرد اما از سوي ديگر بخشي از اين ماجرا همچنان در مجلس و رسانهها با حرارت در حال پيگيري است. بحث اصلي در اين بين مربوط به وزارت علي کردان، وزير مازندراني کابينهي نهم است که در مورد اصل مدرک دکتراي وي تشکيک ايجاد شده است. مخصوصا آنکه دانشگاه آکسفورد در پاسخ مکاتبات سايت الف ( متعلق به احمد توکلي)، تحصيل دانشجويي به نام کردان را در اين دانشگاه تکذيب کرده است.
با گذشت پنج روز از اين ماجرا، روز يکشنبه کردان تصويري از مدرک دکتراي خود را در اختيار رسانهها قرار داد تا تاييد کنند که وي واقعا در اين دانشگاه تحصيل کرده است. اما انتشار تصوير مدرک کردان گرهي از مشکل اين ماجرا نگشوده و منتقدان را گامي به عقب نرانده است. آنان با ايراد وارد کردن به اصل متن و آرم دانشگاه و استعلامات پي در پي از مديريت دانشگاه، آن را غير واقعي و حداقل در حد يک دکتراي افتخاري ارزيابي مي کنند. که فاقد ارزش براي کسب سمت هايي در حد وزارت در ايران است.
در حال حاضر چه مي توان گفت؛ جز طرح سوالات پي در پي، مثل اين که چگونه تا کنون در مورد موضوع به اين مهمي تحقيق نشده بود؟ چگونه او بعد از استخدام در دستگاههاي دولتي با مدرک کارداني واقعي، پستهاي مديريتي ارشد گرفته است؟ آيا انتشار اين قبيل مسايل در رسانهها و کنجکاوي افکار عمومي در مورد آنها قبيح است؟ آيا افرادي که مشغول استعلام از دانشگاه هاي برشمرده آقاي کردان در خارج از کشور هستند مشغول ريختن آب بر آسياب دشمن هستند؟
چه کسي دروغ مي گويد، کدام رسانه حقيقت را مي نويسد و کدام مقام از واقعيت دفاع ميکند؟
مرز بين دروغ و واقعيت کدام است؟ آنچه اين روزها در پيرامون ما ميگذرد دروغ محض است يا واقعيت هايي که با اخبار کذب همراه شده است؟
در اين ميان حق با چه کسي است؟ رسانهها، دولتمردان، افکار عمومي و يا شخصيتهاي حقيقي و حقوقي؟
شروع می کنی به پوشیدن :
لباس های زیر، بعد تاپ (توصیه می کنند خانمها حتما زیر مانتو شون یه لباس بپوشند چون ممکنه تو خیابون اتفاقی براشون بیفته مثلا تصادف کنند ومانتوشون پاره شه خب درست نیست دیگه!) شلواری که پاچه هاش کوتاه نباشه. یک مانتو که نه بدنما باشه و نه کوتاه و یک مقنعه ی بلند بعد یک جفت کفش و نه صندل. البته اگر قرار است برای انجام کاری به اداره ای مراجعه کنی به اینها جوراب هم اضافه می شود.

می زنی بیرون
+ دارم خفه می شم هواخیلی گرمه
+ ماشینتون کولر نداره؟
- داره اما موتورش ضعیف می شه ، داره اما بنزینمون تموم می شه،داره اما کرایه اش دوبل می شه...
+ آقا لطفا سریعتربرید خیلی گرمه
«بعضی از دختران و زنان خودشونو گیر آوردن، این چه طرز لباس پوشیدنه؟»
جلب توجه؟ خودنمایی؟صریح تر می پرسم: آماده کردن عرصه برای تن فروشی؟
آی مردم
ای جماعت
به پیر به پیغمبر ما هم آدمیم احتمالا
گرمای شدید تابستون آزارمون می ده حالمون بد می شه سردرد می گیریم.کارمون به دوا و دکتر می کشه و از کار و زندگی می افتیم.
محض رضای خدا از خودتون خجالت بکشید و به خودتون یه نگاه بندازید. آینه نمی خواد، چی پوشیدین؟ تنها یک تیشرت با شلوار و یک صندل انگشتی .
ما را با کلمات مزخرف تان آزار ندهید.
به خدا همه چیزمان در انداممان خلاصه نشده
باور کنید ماهم آدمیم و یه خورده شعور داریم اگه با ما به دلیل جبر زمانه و چه می دونم جبر خود خواسته همدردی نمی کنید لااقل آزرمان ندهید و زمینه های برخوردهای شدیدتر را فراهم نکنید.
فراموش نکنید بخشی از گرما زده گی ما به خاطر شماست تا به جهنم نروید!