دیدار فعالین سیاسی گیلان با خاتمی
من البته مانند بعضی از دوستان آنقدر خبره نیستم تا بتوانم جنم یک شخصیت را در عرض دو سه ساعت برای ریاست جمهوری بسنجم. یا به این اطمینان برسم که میتوان از این آقا در قامت ریاست جمهوری حمایت کرد و پی به تفاوتهای این فرد با دیگر کاندیداها ببرم و یا به این نتیجه برسم که این فرد میتواند از کار سترگی چون ادارهی کشور با وجود تمام مشکلاتش برآید.
روز شنبه همراه تعدادی از فعالین سیاسی گیلان رهسپار تهران شدم تا سیاستورزان! گیلانی هم به قول خود به وظیفهی خطیری که بر دوش میدیدند لبیک گفته و خاتمی را برای خارج کردن ایران از بحران فعلی به حضور در دهمین دورهی انتخابات ریاستجمهوری ترغیب کنند.
البته من با عنوان خبرنگار و نه همگام با خواستههای جمع، همراهشان بودم.
اما در طول یکی دو ماه اخیر که خاتمی تقریباً هفتهای یک جلسه با شهروندان نقاط مختلف ایران در برنامهی کاری خود دارد و مخصوصاً طی دو ساعتی که رییس جمهور سابق در دفتر یکی از اتاقهای ساختمان نشر آثار آیتالله خمینی میزبان جماعت گیلانی بود مدام این سوال را از خود میپرسیدم که چند نفر از سیاستمداران ایرانی قادرند در برابر این حجم از درخواستها، حرفهای منطقی، توضیحات گوناگون در مورد وضعیت فعلی کشور (که تو گویی بلافاصله سقوط خواهد کرد) اشعار احساسی و حتا منتکشی و التماس سیاست صبر و سکوت در پیش بگیرد؟
خاتمی مثل سابق دوستداشتنی بود با لبخندهایی دلنشین و حوصلهای تمام ناشدنی.
در گزارش روزنامه هم نوشتم که رییس بنیاد باران در برابر صحبتهای حاضران لبخند زد، اخم کرد، لرزيد، اشک در چشمانش حلقه زد، از خنده ريسه رفت، از جاي خود نيم خيز شد.
اما وقتی مجدداً به اصول خود اشاره کرد ، از اصلاحات سخن راند و از این که ما میتوانیم همه چیز را بله همهی چیزهای خوب دنیا مثل آزادی و مثل توسعه را در کنار هم داشته باشیم آنهم با همین ساختار و همین قانون اساسی، میشد چهرهی مردی را دید که چند سالی به نوعی چند میلیون ایرانی را سر کار گذاشت!
حداقل ۱۰ نفر از کاروان گیلانیها برای خاتمی از هر دری سخن گفتند. سخنانی که هر کدام مانند پتک بر سرت فرود میآمد که وای! ما چه فرصتهایی را از دست دادیم، که آخ! چرا خاتمی در آن ۸ سال هیچ نکرد و اگر هم کاری کرد اندک بود و گره از مشکلی نگشود و آنقدر وا داد و به افرادچماق به دست میدان داد و سکوت کرد و فریادهایش را بر سر دوستان مثلاً رادیکالش کشید که ته آن این شد که میبینیم.
تا امروز مجبور شود و مجبور باشیم از افت شدید شاخصهای اقتصادی، تحدید آزادیها، خفگی در محیطهای فرهنگی و هزار کوفت و زهر مار دیگر بشنویم که همه و همه منفیاند و هیچ کورسوی امیدی تو نمیبینی.
با عرض معذرت میپرسم کدام دیوانهای حاضر خواهد بود روی ایستادگی جماعت ایرانی حساب کند و با طناب عدهای از فعالین سیاسیاش به ته چاه برود؟
نکتهای ذهنم را به خود مشغول کرده که شاید مسخره به نظر برسد اما من فکر میکنم که اگر خاتمی تصمیم به حضور در انتخابات بگیرد( یا اجازه ی ورودش صادر شود) نه به خاطر کسب قدرت مجدد میآید و نه اصرارهای مردمی.
فکر میکنم که خاتمی خود را در شرایط بوجود آمده برای ایران مقصر میداند و با خود میاندیشد که اگر در اتفاقات منفی دوران ۸ سالهی ریاستجمهوریاش و فجایع مختلف، دیگرگونه عمل میکرد و بر این استدلال عجیب که «برای ایران هزینه دارد» پافشاری نمیکرد، دامنهی بحران تا سفرههای ایرانیان کشیده نمیشد.
فکر میکنید که جمع کردن «های» و «هوی» یک جمع چند نفری( یا چند هزار نفر) راحتتر بود یا میلیونها دلار هزینه ، زیان و آبرویی که در طول این چند سال از ایران رفته است؟
کسی نمیتواند ادعا کند تعداد کسانی که میداندار مخالفت با خاتمی بودند به چند میلیون نفر میرسید.
یقیناً ۲۰ میلیون نفر کمی ، فقط کمی بیشتر از جمعها چند صد نفرهای بود که گاه حتا برای ایجا ترس بیشتر کفن به تن میکردند.
بله البته که یادم مانده که در جمع مخالفان خاتمی نهادهای بزرگ و تاثیر گذاری حضور داشتند اما وقتی دلمان بیشتر میسوزد که بدانیم مخالفت بعضی از این نهادها فقط در حد تهدید با حرف و تاکیدات مکرر کیهان گسترده به نظر میرسید.
چون خاتمی در دور دوم انتخابات آرایی به مراتب بیشتر ازخرداد ۷۶ از نیروهای بدنهی همین نهادها کسب کرد.
رای؟ بله خب این هم حرفیست که رای کیلو چنده.
بگو چند من زور داری و چند درصد رو و چقدر تدبیر و قدرت تصمیمگیری و جواب های را با هوی دادن و ...
آقایان خانمها محض رضای خدا بی خیال خاتمی شوید.
بگذارید ما همینجور خاتمی را دوست داشته باشیم.
نه با بخشش فرصتسوزیهای ۸ سالهاش، فقط به خاطر اینکه شعارهای مقدسی سر داد و ما هم در مقطعی جرات فریاد آنها را پیدا کردیم.
شعارهایی که البته الان در دل ما مدفون مانده است و هنگامهی انتخابات گاهی یادمان میآید.
پی نوشت:
در ابتدای مطلبم از دوستانی گفتم که در مورد وزن سیاسی و مدیریتی یک شخصیت بعد از ۲- ۳ ساعت گفت و گو به قضاوت نشستهاند و شاید خرده گرفته شود که تو هم چنین کردی.
اما فکر نمیکنم کارنامهی ۸ سالهی دوران ریاست جمهوری خاتمی هنوز از اذهان پاک شده باشد و اگر آن دوره را در کنار صحبتها و تاکیدات مجدد فعلی خاتمی قرار دهیم میبینیم که خاتمی فعلی همان رییس جمهور سابق است. در ساختار سیاسی ایران هم که تغییری به وجود نیامده است.
پس همه چیز مانند گذشته سر جای خود است . مگر آنکه دوباره احساساتی شویم و...
و دلمان برای یک بازی دیگر تنگ شده باشد.
فاطمه صابری هستم، از سال 1380 نوشتن را در مطبوعات آغاز کردم.در حال حاضر در روزنامه گیلان امروز مشغول فعالیت هستم.در این وبلاگ از سیاست،اندیشه و ... مینویسم.