در هشتمین ردهبندی جهانی آزادی مطبوعات که از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر شده، در میان ۱۷۵ کشور، ایران رتبه ی ۱۷۲ را به دست آورد.
در این گزارش که روز سهشنبه منتشر شده، آزادی مطبوعات در ایران تنها از سه کشور ترکمنستان، کرهشمالی و اریتره در وضعیت بهتری قرار دارد.
ترکمنستان، کره شمالی و اریتره از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز به عنوان «کشورهای جهنمی» برای آزادی مطبوعات معرفی شدهاند.
به گزارش بی بی سی، سازمان گزارشگران اعلام کرده که وضعیت آزادی مطبوعات در ایران، به وضعیت این سه کشور نزدیک شده و این سازمان از این بابت به شدت نگران است
سرانجام بعد از 4 سال و چند بار زجر كش شدن، بهنود شجاعی امروز به خاطر اشتباهي كودكانه طناب دار را بر گردنش ديد و مرگ را مقابل چشمانش و...
مي دانم كه نمي توانم احساس خانواده ي احسان (مقتول) را درك كنم. اما دوست دارم بدانم پدرو مادرش امروز وقتي كه جسد بهنود را براي دفن به قبرستان مي بردند آرامش پيدا كردند؟
روح پسرشان به پدر و مادري كه خون را با خون جواب داده بودند لبخند مي زد؟
چقدر درناك است وقتي تلاش 4 ساله وكلا و فعالان مدني و هنرمندان و نهادهاي بين المللي نمي تواند كينه اي را از قلب پدر و مادري داغدار كمرنگ كند و زندگي دوباره به پسرك خطاكار ببخشد.
لعنت به هر چه پز بچگانه و بي توجهي بزگ ترهاست كه اجازه مي دهد بچه ها در جيب شان چاقو لمس كنند.
نمي دانم ارتباطي بين تلاش هاي نهادهاي بين المللي و انعكاس اخبار اين قبيل پرونده ها در شبكه هاي ماهواره اي وجود دارد يا نه. اما فكر مي كنم در ايران اين موضوع نتيجه ي عكس مي دهد و هيچ فشاري بر مسوولان قضايي و خانواده هاي مقتولان ايجاد نمي شود.
آخرين مورد هم دلارا دارابي دختر رشتي بود كه همين چند وقت پيش اعدام شد...
اين ايرانيان مقيم آمريكا و اروپا كه طي يك ماه
گذشته اينترنت و رسانه هاي پرتعداد در اختيار را روي سرشان گذشته بودند و هر ساعت
از تجمع اعتراض آميز ميليوني در برابر سازمان ملل در نيويورك در اعتراض به حضور
احمدي نژاد سخن مي گفتند، با حضور بالغ بر صد نفري شان! دنيا و مخصوصا ايرانيان
داخل كشور را متحير كردهاند.
اين حضرات (البته نه همه شان) كه مدام در نوشتهها و
بيانيه هايشان ايرانيان داخل كشور را به رغم تمام محدودیتهای موجود، به اعتراض و
حضور در خيابانها دعوت مي كنند حتا حاضر نشدند براي دقايقي درعرصه اي حضور پيدا
كنند كه نه «لباس شخصيها» حضور داشتند و نه نيروهاي اطلاعاتي - امنيتي و ... كلاً
تبعاتي خاصي دامنگيرشان نميشد.
به قول يكي از همكاران اين روزها مخالفت با نظام
ايران براي ایرانیان خارج از کشور تبديل
به يك صنعت پولساز شده است و آنان با حضور در نهادهای مختلف حقوق بشری و پارلمانها
و ... به نام مردم ایران مبالغ کلانی دریافت و خود و خانوادة هایشان را بیمه میکنند.
متاسفانه در مقاطع مختلف هم اظهار نظرها و مثلا
حمایت های بعضی از همین افراد ، تشکلها و احزاب باعث سرکوب شدیدتر حرکتهای
خودجوش مردمی در داخل ایران شده است.
یعنی برای
حاکمیت بهترین بهانه برای برخورد به وجود میآید و با عبارات سخیفی مثل «سر در آغل
بیگانهها»،« سرنخ این ماجرا در خارج است» و... منتقدان از همه جا بیخبر را آماج
حملات لفظی و برخوردهایی قرار میدهند که ذکر آن مثنوی هفتاد من کاغذ است.
هر چند چند روزی از حضور احمدی نژاد در نیویورک
گذشته است. اما عصبانیت من به دلیل درخواست های بعضی از این افراد و احزاب از
دانشجویان برای ادامه ی اعتراضات علیه دولت با آغاز مهر ماه است.آنهم در شرایطی که
کمترین حرکت دانشجویان با برخوردهای سختی مثل تعلیق همراه خواهد شد.
یکی نیست به این مثلا دلسوزان بگوید که آقایان، خانم
ها اگر مردم ایران حمایت های «لفظی» شما را نخواهند باید به کجا مراجعه کنند؟
البته ما برای شما هم نگرانیم. چون ممکن است این
حمایتهای بیدریغ فکتان را خسته کرده و از کار بیاندازد.
راستی چگونه
است که تعدادیتان بعد از 30 سال همچنان در کمال پررویی همان جملات نخنما را
تکرار می کنید.خسته نمي شوید؟
گاهی اوقات خجالت هم خوب چیزی است.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۷/۰۵ ساعت 20:43 توسط فاطمه صابری
|
فاطمه صابری هستم، از سال 1380 نوشتن را در مطبوعات آغاز کردم.در حال حاضر در روزنامه گیلان امروز مشغول فعالیت هستم.در این وبلاگ از سیاست،اندیشه و ... مینویسم.