1- ... نه اين كه بگم برای ما تبعات داره چاپ نمی‌شه، نه. این متن از نظر نگارشی مشکل داره!

2- بابا این چه گزارشی نوشتی؟ هنوز بعد چند سال سیاست‌های رسانه‌ای ما دستت نیومده؟

3- تو مثل این که هنوز متوجه‌ی شرایط حساس ما نشدی، آخه این چیه نوشتی؟می‌خوای دستی دستی مارو بندازی تو هچل؟

4- ببین! من حاضرم نیستم هزینه بدم، اگر خودت پای چیزی که نوشتی می‌ایستی، خب بده چاپش کنن.

5- تو مثل این که اصلاً تقویم رو نگاه نمی‌کنی، الان 1389 هجری شمسی. به خدا یه چند سالی هست که 1376 و حتا 1383 تمام شده !

 6- بابا فیشان این گزارش رو. فکر کردی مثلاً ما اینو بزنیم الان مملکت کن فیکون میشه و همه چیز برمی‌گرده سر جاش؟ هان؟

 7- ببین این سوژه‌ای که تو می‌خوای روش کار کنی مورد داره. حتا اگه بدون کمترین اظهار نظر از طرف خودت باشه.

 8- کلیت گزارشی که نوشتی خوبه . «فقط» سطر دوم تو پاراگراف اول و دو سطر پاراگراف چهارم، و حدود 80 کلمه تو صفحه‌ی دوم را حذف کنی امکان چاپش هست!

 9- من فکر می‌کنم تو این دو سه سال اخیر سطح کارت خیلی افت کرده. آخه تو گزارش تحلیلی نوشتی مثلاً، بعد شده یه خبر. یعنی چی اینا : «وی» گفت،نامبرده اظهار داشت، وی تاکید کرد و...

 10- آخه بابا به ما چه ربطی داره؟ هر اتفاقی که می‌خواد بیفته. یه وقتی هست آدم می‌بینه تاثیر گذاره، می‌گه خب! یه حرفی میِ‌زنم و پای اعتقاداتم هم می‌ایستم. اما الان، الان تو فحش خار، مادر هم بنویسی خطاب به مردم، انگار نه انگار !

 11- واسه این ملت بی‌بخار می‌خوای خودتو به دردسر بندازی؟ الان می‌خوای اسم 10 تا از روزنامه‌نگاران مملکت رو بگم که اجازه ندارن هفته به هفته یه زنگ به خونواد‌ه‌هاشون بزنن؟

 12- ببین عزیز من! اگه تو می‌خوای قهرمان بازی در بیاری اینجا جاش نیست. اینجا 10 نفر جمع شدن دارن نون می‌خورن.

 13- نه، تو چرا فکر می‌کنی از جایی به ما فشار می‌آرن؟ من می‌گم اصلاً گزارشت منصفانه نیست.

 14- آخه این تیتر که زشته؟خودش گفته؟ نوارش هم هست؟ خب باز ما نباید اینجوری بزنیم. ببین از حرفهای دیگه‌اش تیتر انتخاب کن.

 15- ببین انتقاد باید سازنده باشه، اینایی که تو نوشتی سراسر تخریب و سیاهنمایی.

  16- آخه می‌خوام بدونم تو از سیاست سر در می‌آری؟ می‌دونی دنیای سیاست چقدر کثیفه؟ (حالم از این جمله بهم می‌خوره)

17- بابا این چیزهایی که تو اینجا نوشتی را باید یک تحلیلگر اقتصادی بگه، نه تو.

 18- یعنی می‌خوام بپرسم تو این مملکت تحلیلگر و کارشناس قحطه که اد  رفتی سراغ اونایی که با این دولت پدرکشتگی دارن؟

 19-ببین تو نباید تو مصاحبه به یارو جهت بدی که انتقاد کنه. خب معلومه اون بعد از طرح سوال اینجوری، شروع به عقده گشایی می‌کنه.

 20- یعنی من نمی‌دونم تو چرا داری سنگ این اصلاح‌طلبان را به سینه میِ‌ز‌نی مگه وقتی اونا بودن چه گلی به سر ما زدن؟

 21- والله من واسه خودت می‌گم، اینا چند بار تلفنی تذکر دادن، احضارت هم که کردن، بعد دیگه معلوم نیست چه بلایی سرت می‌آد. از ما گفتن بود.

 ۲۲- آخه اینا چیه؟یعنی تو نمی‌دونی ما با این اداره کار می‌کنیم؟ کلی آگهی می‌ده به ما. بعد ما بیاییم «علیه» اونا مطلب بزنیم؟

 23-ببین،نگاه کن، متوجه نیستی انگار، آخه چرا دنبال دردسر می‌گردی تو؟

 24- تو فکر می‌کنی الان ما توقیف بشیم آب از آب تکون می‌خوره؟ گنده‌تر از ما را به درک واصل کردن الان کسی یادش نمی‌آد...

 25- تو هم برو تو بخش رپرتاژ آگهی کار کن، هم چیزی گیر تو می‌آد هم ما.

 26-«من یه مطلب نوشتم به مناسبت روز خبرنگار، ببینید امکان چاپش هست؟»

اصلاحات کوچیکی کردم، یه مقدمه نوشتم، شماره‌های 1 – 5- 9- 13- 15-17 - 20 تو هم از نظر من مانعی برای چاپ نداره . فقط حواست باشه که شماره‌ها رو درست کنی. کسی فکر نکنه بقیه شماره‌هاش سانسور شده!

 پی‌نوشت 1: تمام این سطور تخیلی است و در هیچ تحریریه ایرانی در طول روز چند بار تکرار نمی‌شود.

 پی نوشت 2: از تمام خبرنگاران عزیز که داغ دلشان را تازه کردم عذرخواهی می‌کنم.

 پی نوشت 3- از تمام سردبیران عزیز که در شرایط دشوارتری از خبرنگاران مشغول کارند و مجبورند خود را به تجاهل بزنند و برای خبرنگاران توجیهات ماورایی بتراشند هم پوزش می‌طلبم.

 پی نوشت4- نمی‌دانم تا کی می‌توانیم خود را به خواب بزنیم و دسته جمعی بخوانیم: همه چیز آرومه، ما چقدر خوشبختیم! ...

 پی‌نوشت 5- من شکر خوردم به خدا !!!!