زمزمههاي بازگشت خاتمي در يازدهمين سالگرد دوم خرداد
تاقبل از تير 84 بسياري از تحليلگران سياسي اصلاح طلب، از آراي 20 ميليوني خاتمي با عنوان «بلاغت» تودههاي ايراني ياد ميكردند. همان ايام بودند افرادي كه اين تفسير را نوعي بدفهمي براي شيرين كامي كاذب تعبير كردند. اما از روزي كه مجدداً تودهها در انتخاباتي ديگر دست به كار شدند و اينبار حماسهاي به نام « سوم تير» خلق كردند ديگر كمتر كسي را ميتوان پيدا كرد كه راي توده هاي مردم ايران را نشان دهندهي انتخابي فكورانه و با اهدافي خاص بداند.
چون كاملاً پيداست كه برداشتهايي از آنچه در ابتداي مطلب ذكرش رفت، نوعي تزيين آراي تودهها است.
و در هر حال بايد اين واقعيت پذيرفته شود كه تودههاي مردم ( در هر جامعهاي) عواماند و نبايد از عوام انتظار داشت كه تمام پيچيدگيهاي دنياي اقتصاد، سياست، و مخصوصاً بده بستانهاي اين حوزهها را بشناسند. و اصلاً غير قابل انتظار است كه از عوام درخواست فهم دقيق اين تحولات وجود داشته باشد.
نهايت تفاوتي كه بين جمعيت عامه كشورهاي در حال توسعه با كشورهاي توسعه يافته وجود دارد پذيرفتن بخشي از حرفهاي روشنفكران از سوي تودهها است. و اين هم به واسطهي ارتباط تنگاتنگ نهادهاي مدني و روشنفكران با تودهها است. همان رابطهاي كه هيچگاه در ايران شكل نگرفته و اتفاقاً يكي از دلايل پيروزي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري هم به اين موضوع مرتبط ميشود!