یک سوزن به خودمان

 

در چهارمین شماره از هفته نامه‌ی «موج اندیشه» پرونده‌ای ویژه با عنوان خیانت جلب توجه می‌کند.

یکی از بخش‌های این پرونده که در برگیرنده‌ی تیتر و عکس اصلی هم است خیانت به آیت الله نام دارد.

مطالبی که قطعا داغ دل افرادی که داعیه‌ی میانه روی دارند و از رادیکالیسم بیزارند را زنده می‌کند.

 در این روزها که هر کس از راه می‌رسد، تیری به سمت اصلاح طلبان می‌اندازد و اگر فشنگش تمام شده بود لگدی حواله می‌کند، اگر لگد نشد مشت و اگر مشت را کاربردی نبود، زبان را شمشیر کرده و بر فرق اصلاحات و اصلاح طلبان فرود می‌آورد، شاید نواختن این طیف کاری سهل به نظر آید و اخلاقی نباشد.

 اما نمی‌توان  آنچه بر آیت الله منتظری گذشت را به سادگی از یاد برد.

در موج اندیشه هم به صراحت به این قضیه پرداخته شده است که چه کسانی داعیه‌ی برخورد حذفی با آیت الله فقید را با شدت هر چه تمام‌تر کلید زدند و به کمتر از اعدامش راضی نبودند.

 در میان اسامی آن روزها، کمتر نشانی از افرادی می‌توان یافت که این روزها نام اصولگرا بر خود دارند . هر چه اتفاق روی داده از دایره‌ی اصلاح طلبان فعلی خارج نشده.

اصلاح طلبان البته به جز نازشست نشان دادن به این مرجع تقلید، شاهکارهای دیگری هم در پرونده‌ دارند؛ از برخوردهای رادیکال با دولت موقت مهدی بازرگان (که اگر اجازه می‌دادند در مصدر باقی بماند بی کمترین تردید الان دچار چنین شرایطی نبودیم ) تا بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا، فراهم کردن شرایط برای ایجاد محدودیت‌های سیاسی، تحدید آزادی‌های اجتماعی، پرونده سازی برای افراد دارای تمکن مالی، برخوردهای حذفی و خشن با عنوان پاکسازی در دانشگاهها، رواج پدیده‌ی گزینش و پرونده سازی و راضی نشدن به کمتر از اعدام برای پاکسازی جامعه از آنچه جرثومه‌های فساد می‌نامیدند و ... و برخورد با آیت الله منتظری که اتفاقا! آن روزها هم مرجع تقلید بود و آن ایام هم عده ای معتقد بودند که نباید حرمت مرجعیت را هتک کرد. اما اصلاح طلبان آن کردند که همه می‌دانیم.

از میرحسین موسوی تا عبدالله نوری و مهدی کروبی و تعداد زیادی از فعالین سیاسی اصلاح طلب که این روزها در زندان به سر می‌برند و بعدتر و در زمان حصر آیت‌الله منتظری دستورات سید محمد خاتمی برای ایجاد محدودیت و ...  

 هر چند دوری افراد از رادیکالیسم جای تقدیر دارد و معیار حال افراد است. اما حتی درگذشت مظلومانه و اتفاقات پیرامون تشیع جنازه و برخورد با بیت نامبرده هم باعث نشد که دوستان امروز آیت الله منتظری لازم بدانند از آنچه در گذشته مرتکب شده بودند عذرخواهی که نه، توضیحاتی برای افکار عمومی ارایه بدهند.

 پی نوشت: نه آیت الله منتظری مرجع تقلید من بود که بخواهم داعیه‌ی دفاع شرعی از نامبرده را داشته باشم و نه فردی معتقد به انتقام زمانه از گناهکاران! در طول حیاتشان هستم.

اما مدتهاست چیزی قلقلکم می‌دهد؛ این که آیا ممکن است بخشی از اتفاقات و حوادثی که امروز بر اصلاح طلبان می‌گذرد، بازخورد رفتارشان در گذشته باشد؟

حال نمی‌دانم این برداشت با شرع که تعریف کفاره‌ی گناهان را برای این پروسه برگزیده، تطابق دارد یا اخلاق و انسانیت.

  

حکایت


یکی از ملوک بی انصاف، پارسایی را پرسید: «از عبادتها کدام فاضلتر است؟» گفت: «تو را خواب نیمروز، تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.»

 

گلستان سعدی

بی مناسبت


آنان‌ که فکر می‌کنند دانا‌تر از آنند که در سیاست دخالت کنند، مجازاتشان این است که سلطه‌ی احمق‌ها را بپذیرند.

افلاطون