درگذشت روحانی سبزاندیش


آیت‌الله حسینعلی منتظری، از مراجع تقلید كه هشتاد و هفتمين سال عمرش را مي‌گذراند، شب گذشته بر اثر بيماری در شهر قم درگذشت.

زندگینامه آیت‌الله منتظری

دفترچه تلفن های بی خاصیت


فکر می کنم یکی از بزرگ ترین مشکل ما (خبرنگاران) در حال حاضر این باشد که وقتی دفترچه ی تلفن مان را برای تکمیل گزارش، گفت و گو و یا خبر باز می کنیم، می بینیم که تعداد زیادی از افراد مورد نظر یا در زندان به سر

می برند، یا به خارج از کشور مهاجرانده؟! شدند و یا این که حاضر به گفت و گو نیستند.

آقا یکی تکلیف ما رو روشن کنه!

روحت شاد، ماکیاولی


تا خرخره در لجن زار دروغ فرو رفته اند، اما باز هم ادامه می‌دهند.

به سختی نفس می کشیم این روزها، بس که دروغ می‌شنویم.

با وجود آنکه چند صباحی است دروغ پشت دروغ تحویلمان می‌دهند، اما عجبا که هنوز تعجب می کنیم، بعضی مان.

نمی دانم چرا اینقدر فراموشکار می‌شویم ما جماعت تعجب‌زده؛ که «هویت» را يادمان مي رود. «چراغ را نادیده می گیریم»، «دادگاه برلین» و نمایش تصویر آن زن عریان را اتفاق می پنداریم، به تصویر کشیدن نام و نشان متهمان دادگاههای پس از انتخابات را محصول شرایط زمانی می‌دانيم و ...

و باز هم برای چندمین بار می‌گوییم اوه! چگونه توانستند چنین کاری بکنند؟ یعنی واقعا نشان دادند که عکس امام را آتش زده‌اند؟

آنهم در تجمعاتی که از هر 3شعار، یک شعار نام و یاد رهبر فقید انقلاب را زنده

می کند؟

این «سیما» به جز کاشتن بذر نفرت و دروی دور کردن مردم از هم کار دیگری هم بلد است؟

چگونه است که از این همه اتفاقات وحشتناک اخیر در کشور ، فقط اخباری روی آنتن فرستاده مي شود که یک موج به نفع همفکرانشان باشد؟

ماکیاولی! روحت شاد؛ آسوده بخواب که اینجا، خیلی ها بیخوابی زده به سرشون!




بی مناسبت


«آدم» نسخه ی اولیه و چرکنویس خدا بود و «حوا» نسخه ی نهایی و پاکنویس؟!؟!!!


سعیده موسوی دوست و همکار عزیزم  در ستون «سخن روز» روزنامه گیلان امروز این جمله علی شریعتی رو انتخاب کرده که « در دردها دوست را خبر نکردن، خود عشق ورزیدن است»

می‌خواستم بگم که با سعیده و البته علی شریعتی موافقم. البته فقط در مورد خودم!

یعنی دردهایم را به کس نگویم .اما در همه حال گوش‌ و قلبم را برای شنیدن دردهای دوستانم تیز کنم.

یادی از کوهزاد

 


قطعا دقایق و ساعات برای سید کوهزاد اسماعیلی در زندان لاکان رشت به کندی سپری می شود.

دوستان کوهزاد در بیرون از زندان نگران وضعیت جسمی و ۴ ماه حکمی هستند که باید بگذراند.

تنها کاری که این روزها از دستمان برمی‌آید فکر کردن به کوهزاد است که  به جز احساس عجز و ناتوانی برای گشودن گره ای از این مشکل، به نوعی نقش بازدارنده را هم در مورد رفتارها و تصمیمات روزانه‌مان ایفا

می کند!

آیینه عبرت که می گویند احتمالا همین است.

این نوشته بهانه ای بیش نیست. مطلب آرش بهمنی برای کوهزاد را بخوانید.