برای یازده سالگی روزنامه گیلان امروز
ما معتادیم به بوی کاغذ، خودکار و به صدای صفحه کلید، به بوی سیگار تحریریه، به اضطراب، استرس، به دیر شد بجنبید، به غر زدن، به ندیدن نیمهی پر لیوان، به بدبینی، به شنیدن و فهمیدن و خود را به نفهمی زدن، به انتشار کلماتی که گاه کمترین اعتقادی به آن نداری و در حد فحش ناموسی است برای مان.
به قول آن عزیز ،معتادیم به انتظار، انتظار بهبود اوضاع، معتادیم به یک عادت، عادتی که هنوز و با وجود تمام بلاهایی آسمانی و غیر آسمانی که بر سرمان نازل شده،تبدیل به روزمرهگی نشده. معتادیم به چای بد طعم تحریریه، به گیرهای از ما بهتر فهمان!، معتاد بودیم به خبرنویسی و گزارش نویسی و این اواخر COPY PASTE و رو نویسی!ما معتادیم چون هیچ کاری جز استعمال این افیون بلد نیستیم،لطفا راه کلینیکهای ترک اعتیاد را نشانمان ندهید! ...
خدایا! خداوندا، به خداوندگاران شهر شرح صدری عطا فرما که همین دلخوشی کوچک را هم از ما نگیرند.
آمین یا رب العالمین!
مطلب فرشته رضایی در همین ارتباط
فاطمه صابری هستم، از سال 1380 نوشتن را در مطبوعات آغاز کردم.در حال حاضر در روزنامه گیلان امروز مشغول فعالیت هستم.در این وبلاگ از سیاست،اندیشه و ... مینویسم.