و اینچنین جانمان به لب میرسد!
این اینترنت بد مصب از ظهر تا حالا سیصد بار قطع شده.
یه همکار نسبتا محترم یه ساعته داره تلفنی با 100 جا صحبت میکنه واسه وصول مطالبات و مخزنی برای جذب آگهی.
یه همکار دیگه داره مثل هر روز یه چیز آبکی تعریف میکنه که واسه یه آدم تنهای مطلق و نیاز به یه همدم صرف هم جذاب نیست.
اما ما گوش میدیم و سر تکان میدهیم و زورکی لبخند میزنیم.
- اردر حاضره
- باشه الان
باباجان! اینو صفحه یک، آگهی استخدام رو در سایز 5×7 و نیم صفحهی آخر هم پره و ...
خب دوباره مرور میکنیم. اشتباه نکنید عزیزم؛ شماره یک تو گوشواره راست، شماره 1-3 تو نیم تای پایین یک و ...به متن توجه کنید طراحیها رو یادتون نره و ...
- باباجان! ناامید نباشید دوران مصدق هم همین مشکلات وجود داشت. مگه روز 28 مرداد دار و دستهی شعبان بیمخ نریختن تو خیابون. چی شد الان؟ نام مصدق زنده است و ...
- بله خب. میگم گور بابای تاریخ و تراژدیاش و این که شعبانخان و دارو دستهاش و البته اربابانش مگه چیمیخواستن بیشتر از این.این که مسیر تحولات طبیعی رو تغییر بدن که دادن. هیچی اصلا...
- وای چرا اینقدر زیاده تایپ؟
...شما ببخشید!
صدا میپیچه تو ساختمون: اینترنت قطع شد
مثل همیشه. مثل یک کشف تازه !
باشه الان وصل میکنم
بوی ترجمه، خبر، نظارت و توجیه پیچیده در فضا
یکی از اسپیکر داد میزنه چی دلم، گرفتهای باز...
همزمان دو نفر تو چت جیمیل دارن با من صحبت میکنند. که یک نفر قربونش برم سوز داره دلش و این سنتها و نهاد مثلا مقدس خانواده زمینههای جدایی از عشقش را فراهم کرده.این مواقع واقعا آدم میمونه چی بگه آخه. وقتی دو نفر آدم عاقل و بالغ همدیگر رو دوست دارند آخه این دخالتهای بیجا چه معنا میده به جز خودخواهی. به جز ...
اینترنت قطع شده ه ه ه
میوصلمش !
چای، سیگار، ژلوفن...
صفحه آخر چقدر آگهی داره؟
بیا کارت دارم
نفر بعدی یه معشوقه میخواد (یعنی یکی میخونه!)
فرند دیگر هم به صورت کاملا اتفاقی بحث جالبی رو مطرح کرده و من علاقهمندم که صحبت را ادامه بدم.چون در حالت عادی این عزیز، در حال دست انداختن بشریت
است!اما نمیرسم بیشتر از چند دقیقه. کارام میمونه.
وظیفهی پیگیری از جویا شدن دلیل سروصدایی که از کوچه میآید تا تعداد کلمه و کیبورد، خودکار، کول دیسک، رفت، آمد، چند کیلومتر راه میروم؟
چای، سیگار، چای، سیگار
وصل نکردی مگه؟
چرا کردم!
از یه جای محل کار که میدونم کجاست هم بوی بدی میآد ! پنجره بازه و سرو صدای کوچهای که اندازهی یک اتوبان 10 بانده پذیرای اتومبیلهای بزرگ و کوچک است گوشمان را آزار میده و پنجره رو میبندیم.
باز هم قطع ع ع ع ع ع
یه دقیقه صبر
بیا کارت دارم
خبر نویسی به نوعی شوخی بی مزه تبدیل شده، مثل گزارش انتقادی که در جای خود فحش ناموسی محسوب میشه!!
شجریان ملتمسانه درخواست میکند که تفنگها را زمین بگذارید..
دو همکار دیگر پیگیر کارهای ویژهنامهشان هستند 10 بار زنگ میزنن و دست آخر حضوری برای صدمین بار موعد تحویل «آخرین» مطالبشون را تغییر میدهند.
بیا تلفن کارت داره
- آگهی دادیم چرا روزنامه نیومده واسمون
با شمارهی سیصد و فلان از فلان ساعت تا بهمان ساعت تماس بگیرند.
شادمهر همچنان خودش را مسبب میداند و میشکند، جواد معروفی معجزه میکند..
خواهرم میسکال میاندازه. زنگ میزنم بهش.فقط میخواست بدونه شال سفید بخره بهتره یا صورتی!
--یه زنگ بزن بپرس چرا قطع میشه اینقد
..
منطقه چندین؟
...
نه اصلاً مشکلی نداره.حتما مشکلتون داخلیه.
اینا هم مثل این دکترها که میگن از اعصابه از اعصابه، فقط میگن داخلیه داخلیه.
ای کوفت، ای مرض واسه چی اینقده قطع ميشی آخه
رو کردم به مودم و کانکشن رو دستکتاپ و دارم سرکوفت میزنم بهشون.بس که بیغیرت و خاک تو سرن، اصلاً به خودشون نميگیرن و 20 بار دیگه نه سند میدن و نه رسیو .
-چقد این چای بد طعمه
...آره طعم حنا میده
--آخه مگه تا حالا حنا خوردی تو؟
دوستی زنگ میزنه و میخواد برنامهی غروبمو بدونه.
صدا میزنن:بیا کارت دارم
باشه
پیگیری کردی؟
آره
زن برادرم زنگ زده میخواد برا تولد برادرزادهام نقل رنگی بخرم!تاکید داره چون علی رنگ قرمز و سبز و نارنجی دوست داره این رنگها توش بیشتر باشه!
بابا زنگ زده میگه پولو واریز کردی؟ مامان زنگ میزنه که آخر من از دست شماها دق میکنم. آخه من الان با این مبلهای جدید چکار کنم. همه جای خونه رو گرفتن!
...قطع شد باز؟ نه سوالی نیست هیچ وقت این موضوع.
قرص، کاغذ، کیبورد، اردر ، پچ پچ، توجیه و...
--آره الان
سرم درد میکنه، همینجوری الکی. مثل خیلی روزهای دیگه .
یکی دیگه از همکاران زنگ زده میخواد بدونه 2 تا خبر و دو تا آگهیاش حتما طبق توضیحات حضوری و مبسوط دو ساعت پیش چاپ میشه یا که نه!
- عکس هم دارنها
...بله میدونم
--اون داخلیه آرم هم دارهها
...یادم مونده
تو پاراگراف اول و سوم دو جا بولد شدنیدارهها
....
خب دیگه چه خبر
....
نه تو داری اشتباه میکنی، تو خودخواهی، تو اشتباه میکنی، این فقط یک توهمه، مگه چند سال آدم زنده است؟ بزار کنار این افکار کمیتهامدادی رو …تو...من...تو...
مثل این که اصلا متوجهی تغییر فضا نشدیها…
این اینترنت بی پدر همچنان قطع میشه.کانکت، دیسکانکت، کانکت، دیسکانکت...
آقا سردبیرمون 600 بار تذکر داده قطع قطع قطع قطع قطع قطع قطع قطع قطع قطع قطع!
به فاصلهی هر 1 ثانیه یک بار. شایدم کمتر. به جد میرحسین اگه دروغ بگم!
دیگه فکر میکنم هر کی صدام میکنه واسه اینترنته. باشه میگم و میشینم. دیسکانکت میکنم.
چرا صدات میکنم نمیآیی؟
مگه قطع نبود؟
نه کارت داشتم
...
خبر نیست،گزارش کلاً مفهومش رو از دست داده. اگه هم باشه مزخرفه و چرت .
دیر شده. تیتر نداریم.
نه این که نیست اصلا. چیزهایی که ما میخواهیم، یعنی مجاز به استفاده هستیم نیست. وگرنه خدا تا روزنامه میشه با همین اینترنت اعصاب تعطیل کن درآورد..
اینا چیه آخه؟ کلا مزخرفه. نه به درد تیتر یک میخورن نه عکس و نه...
-- روشنگری، خبر، توجیه، عصبیت،تعهد، اشتباه، توهم، آینده، فلاکت، خودخواه، روزنامه، مشاوره، نگران، تهوع، ارزش زندگی، گزارش، بازداشت، فیلتر شکن، دروغ، توجیه، ته خط، خفه، خفه، خفه، نکنه باید با این کلمات جمله بسازم؟
زکی ! پس آرمانهای اصیل انسانیت و لیبرالیسم را در کجا دفن کنم؟!
- بگو
… اجازه بگیم ؟ ؛ دیگی که برای ما نجوشد، کاری میکنیم کلهی سگ در آن بجوشد!! نقطه سر خط !
....
سعیده هم که در آستانهی فروپاشی عصبیه میگه فاطی آهنگ و عوض کنم حالت جا بیاد؟ میگم بزار.
یارو در کمال وقاحت میخونه: همه چی آرومه من چقدر خوشبختم...
فاطمه صابری هستم، از سال 1380 نوشتن را در مطبوعات آغاز کردم.در حال حاضر در روزنامه گیلان امروز مشغول فعالیت هستم.در این وبلاگ از سیاست،اندیشه و ... مینویسم.