حمید استیلی با چشمانی اشکبار از «مردم» عذرخواهی کرد.

 استیلی می‌گوید هر کاری از دستم بر می‌آمد انجام دادم...

سرمربی پرسپولیس ماهها شعار حیا کن، رها کن را نشنیده گرفت.

«حمید با تعصب» از شعار هواداران پرسپولیس  در بازی اول کینه به دل گرفت؟ ماند تا انتقام بگیرد؟ از رقبا؟ با ساختن تیمی خوب؟ با کدام بنیه؟ با کدام دانش؟ کدام مدیریت؟

حمید استیلی ماند تا انتقام بگیرد از حنجره‌هایی که این مدت علیه او فریاد زده بودند و چه تحقیری بهتر از باخت 3-0 در داربی. حتا اگر این تحقیر دو جانبه باشد.

نه آنقدر احمقانه نگاه نمی‌کنم که حمید خان پرسپولیسی عمدا باخت؛اصرار بیهوده مردی که بیش از دانش و سیستم مربیگری رویای پیروزی را در سریع‌تر زدن دانه‌های تسبیح و درد و دل کنار چاههای مقدس جستجو می‌کند امروز به جای منتهی شد که جنازه‌ای از پرسپولیس را مقابل استقلال ببینیم (پرسپولیس در بازی‌های قبلی هم البته تیمی فاقد روح جمعی و دارای تاکتیک بود)

مردی که با طناب پوسیده دولتمردان ایرانی خود را به چاه انداخت کسی که باور کرد واقعا «انتخاب» شد به جای علی دایی.

یعنی حمید استیلی تا لحظه آخر باور کرد که بازی خورده؟ این چه سوالی است او خود از نویسندگان این سناریو بوده؟!!یعنی دوست داشت تا باور کند .حتا اگر با تمام وجود اطمینان داشت که جام حذفی را از دست می‌دهد و در لیگ برتر هم بالا کشیدن تیم کار حضرت فیل است!  

 استیلی خداحافظی دیرهنگامی داشت مثل سیاستداران و رهبرانی که تا آخرین لحظه حاضر به رها کردن تاج و تخت خود نیستند. می‌مانند تا به قول خود مبارزه کنند تا حق بستانند و خود را اثبات کنند؛ حتا اگر کشورشان گام به گام به سمت نابودی برود.

خداحافظی حمید استیلی امروز حتا تسکین کوچکی در مقابل زخم عمیق پرسپولیسی‌هایی که نه به خوشانس‌ترین استقلال تاریخ، که به تصمیم سازی‌های بالا دستی‌ها باخته‌اند نیست..