وقتی چیزی، کسی، نظامی قابلیت تغییر ندارد تو مقدسات را شاهد بگیر، هی مسکن تزریق کن در ماهیت آن تغییری بوجود نمی‌آید.
کوتاه زمانی که بگذرد یک تکانه کوچک دوباره تمام پل‌های پشت سر را فرو می ریزد و باید با یک پرش برگردی و خودت را برسانی خانه اول...
همیشه که موقع پرش باد موافق وجود ندارد؛ آدمی است زمین می‌خورد، زخمی می‌شود، دست و بالش می شکند به تلو تلو می افتد، نفسش بالا نمی‌آید. راه گلویش بسته می‌شود، مغزش هنگ می‌کند، چشمانش می‌سوزد و قلبش می‌گیرد، می‌گیرد و می‌گیرد و می‌گوید کاش اصلا از اول بی خیال پل و وسوسه آبتنی و آن سوی رودخانه می‌شدم....