پز دموکراسی و باخت به دشمن فرضی!
1
این هیجان انتخاباتی اصولگرایان در غیاب چهرهها و احزاب منتقد نه تنها چشمها را گشاد میکند که آدم را یاد مانورهای نظامی و دشمن فرضی و از این دست موارد میاندازد! اصولگرایان عزیز طوری جوسازی میکنند که کم مانده باورمان شود نکند اصلی به نام «باخت به دشمن فرضی» هم وجود داشته باشد!!
2
سهشنبه شب در برنامه تلویزیونی پارک ملت علی مطهری، مهرداد بذرپاش، حسین فدائی، مسعود میرکاظمی و مصطفی کواکبیان به عنوان مهمان حضور داشتند تا از «انتخابات نهم» بگویند.
به جز مصطفی کواکبیان عملا تفاوت زیادی در نگرش سیاسی شخصیتهای نام برده شده وجود نداشت. (البته میتوان علی مطهری را با کمی ارفاق منتقد به حساب آورد)
گذشت دقایقی از برنامه به مجری ثابت کرد که حرفهای اکثریت مهمانان تکراریتر از آن است که بتواند بینندگان را پای تلویزیون نگه دارد و او نمیتواند به عادت همیشگی و حتا ساختگی تعجب کرده و بگوید «اه مگه میشه!!» حوصله مهمانان هم از این همه تکرار، یکنواختی و نقد منصفانه و سفیدنمایی سر آمده بود!
موضوعی که باعث شد شهیدیفر مجری «پارک ملت» چندین بار دست به دامان علی مطهری شود و تلاش کند تا زبانش را به انتقاد باز کند! مطهری هم عامدانه یا بر اساس سفارش و ترس حس و حال انتقاد نداشت و به قول مجری یکی از آرامترین شبهای زندگیاش! را سپری کرد.
کمی بعد جذابیت حضور منتقد و اصلی به نام رقابت خود را بیشتر آشکار کرد؛ زمانی که مصطفی کواکبیان بر صندلی این برنامه نشست و گاه جملاتی بر زبان آورد که خبرنگاران و تحلیلگران پرتعداد صدا و سیما حتا زیر لب هم زمزمه نمیکنند!
حداقل شاید دیشب به شهیدیفر که دست زیر چانه به صحبتهای کواکبیان گوش میداد و گاه فراموش میکرد میکروفن را از نماینده سمنان بگیرد،ثابت شده باشد که انتخابات بر اصلی به نام رقابت و وجود رقیب استوار است و نمیتوان با حضور پرتعداد جوانانی فاقد ایده و پیرانی که تنها وظیفه خود را تکرار جملاتی خاص و سفارش شدهی یک خط فکری و جناح سیاسی میدانند پز دمکراسی داد...
فاطمه صابری هستم، از سال 1380 نوشتن را در مطبوعات آغاز کردم.در حال حاضر در روزنامه گیلان امروز مشغول فعالیت هستم.در این وبلاگ از سیاست،اندیشه و ... مینویسم.