انتخاب تابستانه برای مرگ در ایران:جاده یا دریا
رقابت شدیدی در گرفته است بین جادهها و دریای خزر برای جان ستاندن از شهروندان ایرانی. یا بهتر است بگوییم شمار زیادی از شهروندان ایرانی درک کاملی از مرگ و نیست شدن ندارند که بی محابا جانشان را در کف دست گرفته و به عزراییل تقدیم میکنند!
همچنین میتوان موضوع را اینگونه طرح کرد که با وجود افزایش هر ساله آمار غرق شدگان در دریای خزر وجود دكلهای دیدهبانی، ناجیان غریق و گشتهای ویژه که در قالب طرحهای سالمسازی دریا به فعالیت مشغول هستند به چه کار میآید؟
هر سال وقتی مسافرانی که عازم «شمال» میشوند و «تنی» به آب میزنند «تن» اطرافیانشان که در ساحل ایستاده یا دور از دریا حضور دارند را میلرزاند تا آبتنی تمام شود. هر آن ممکن است دریا تنی از خانواده را بلعیده باشد. البته دریای خزر نه کوسه دارد و نه به طور معمول خشمگین و پرتلاطم است؛ انگار خزر آغوش گشوده سمت هزاران نفری که در برش نشسته و ایستاده و از آنان میخواهد که تنی به آب بزنند و مسافران گرمازده و منزجر از آفتاب هم بی توجه به تفاوتهای شنا در استخرهای کوچک و دریای بزرگ با پرشهای بلند و کوتاه از نظر اهالی ساحل نشین ناپدید میشوند و در این بین تعدادیشان هرگز زنده به ساحل برنمیگردند...
نگاهی به آمار منتشر شده نهادهای رسمی گیلان و مازندران طی چند روز گذشته بیاندازیم تا ببینیم که این جملات ادعایی بی اساس است یا نکتهای قبل تامل.
از خردادماه تا نیمه تیرماه امسال حدود 80 نفر از مردم ایران جانشان را در بیش از 700 كیلومتر از نوار ساحلی دریای خزر در حاشیه سه استان گیلان، مازندران و گلستان از دست دادند. در بین کشته شدگان هم کودک 8 ساله وجود دارد هم مرد و زن 70 ساله. هم دانشآموز دیده میشود هم زن خانهدار و غریق نجات و ...
خلاصه این که چگونه مردن در ایران در تابستان تبدیل به انتخاب دوگانه «دریا یا جاده» میشود. گاهی هم شهروندانی که خوشحالند از امکان سفر در جاده قبل از رسیدن به دریا در یک تصادف که عمدتا با نقش آفرینی پراید است جسد خود را برای اطرافیان باقی میگذارند و عمری آنها را داغدار کرده و مسیر زندگی همسر و فرزندانشان را عوض میکنند (البته اگر آنها هم در این تصادف کشته نشده باشند).
مقامات امر در پاسخ به اعتراض و انتقاد رسانههایی که از آمار بالای غرق شدگان در دریای خزر میپرسند مدعیاند که بیش از 90 درصد غرق شدگیها خارج از محدوده مجاز برای شنا است. به طور مثال گفته میشود از مجموع بیش از 1000جسدی که سال گذشته از دریای خزر پس گرفته شد بیش از 90 درصد در طرحهای غیر سالمسازی شده غرق شده بودند.
اما در این بین به این سوال هم پاسخ روشنی داده نمیشود که با گذشت بیش از یک دهه از اجرای طرح سالمسازی دریا در سواحل شمالی خزر مگر چه تمهیدات ویژهای برای مسافران در نظر گرفته شده است که شهروندان راغب به استفاده از این مناطق باشند؟ در بسیاری از این سواحل که بسیار پرازدحام و غیر بهداشتی است حتا از تعبیه سرویس بهداشتی و نصب جایگاه دوش هم دریغ شده و تنها در کنارههای دریا چند پرده آویزان است و عمده تفاوت با سواحل غیر مجاز برای شنا، حضور چند نجات غریق با سوت در ساحل است.
در این بین در رسانهها هم به روشنی برای شهروندان مشتاق سفر به شمال و آبتنی در دریا توضیح داده نمیشود که وقتی دریا توفانی است و مسافران هم با فنون شنا در دریا آشنا نیستند نباید دل به دریا زد چون به سادهترین زبان ممکن به احتمال 99 درصد جانشان را از دست میدهند.
آمار کشته شدگان خزر هر سال از سال قبل پیشی میگیرد. مباد که مانند حوادث جادهای در این حوزه هم مقام اول دنیا را از آن خود کنیم. چه بسا که مقام اول غرق شدگان همین حالا هم متعلق به ایران باشد؛ مردمی که حتا تفریحات کوچکشان را یا با ندانم کاری شخصی یا سهلانگاریهای مدیران مربوطه به تراژدی تبدیل میکنند.
لینک مطلب در روزنامه گیلان امروز
فاطمه صابری هستم، از سال 1380 نوشتن را در مطبوعات آغاز کردم.در حال حاضر در روزنامه گیلان امروز مشغول فعالیت هستم.در این وبلاگ از سیاست،اندیشه و ... مینویسم.